مدتي به دليل پاره اي مشكلات توفيق نداشتيم ؛خدمت دوستان باشيم ولي اگر خدا بخواهد قصد داريم دوباره برگرديم و نوشتن را شروع كنيم .
در اين مدتي كه نبوديم اتفاقات مهمي هم در آبادان افتاد ولي ما به راحتي از كنارشان گذشتيم .بماند .راستي كه اين هواي گرم و شرجي آبادان براي كسي رمق باقي نمي گذارد .نمي گذارد نفس بكشيم و روي مشكلات متمركز بشويم .
امادر خدمتيم و حاضر وآماده .با ما باشيد
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 11:15  توسط کارون
|
صنعت نفت هم به ليگ دسته يك سقوط كرد.بنده فقط دلم به حال اين مردم و خصوصا جوانان شهر آبادان مي سوزد .حيف و صد حيف ..................جوانان بي نواي شهر آبادان غير از صنعت نفت كه چيزي ندارند
دلخوشي ديگري ندارند . جوانان شهر يك هدف مشترك و واحدي پيدا كرده بودند . هفته يا چندهفته اي
يكبار گرد هم جمع مي شدند و باهم يكصدا تيم محبوبشان را تشويق مي كردند .ساعتي فارغ از همه دنيا و مشكلات آن به خوشي مي گذشت.فارغ از رنج بيكاري و بي پولي وهزاران هزار گرفتاري ديگر .همين يك ساعت هم غنيمت بود .
اما ديگر اين ساعات خوش از بين رفت . تاكي بايد احساسات و علايق جوانان اين شهر به سخره گرفته شود؟
تاكي جوانان بدبخت شهر بايد تاوان بي مسئوليتي و خيانت مسئولين را بدهند.بعد از بازي بود كه تماشاگران فرياد مي كشيدند (اسناوندي حيا كن،آبادان را رهاكن) بابا به كي قسم بخوريم كه دليل سقوط صنعت نفت مسئولين آن بودند ،نه بازيكنان تيم .در مرحله دوم بنده فكر مي كنم نابغه دهر جناب اقاي ابراهيم قاسمپور در اين سقوط مقصرباشد .طوسي هم نوش داروي بعد از مرگ سهراب بود .این نوش داروی بعد از مرگ سهراب اما فقط داغ مردم را دوباره تازه کرد .اما به هر حال از این نوش دارو متشکریم .چرا که با همین بازیکنان موجود باز شادی راهرچند مقطعی به آبادان هدیه کرد .باز روز از نو روزی ز نو........ هی بیچاره مردم آبادان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:15  توسط کارون
|
معلوم نيست در اين شهر كي چكاره وچه خبر است. !!!!!هر مسئولي براي خودش ساز عليهده مي زند.دستگاههايي كه در اين شهر مشغول فعاليت هستند ،گويي جزيره هايي جدا از هم هستند . پالايشگاه آبادان كه نماد شهر است ،يك حكومت جداو مستقل براي خودش تشكيل داده و نه كاري به خير شهر دارد و نه شرآن.پتروشيمي هم همين طور .شهرداري مان هم كه الحمدلله ورشكسته است و دخلش با خرجش نمي خواند.
در حالي كه شهرهاي ديگر به سرعت در حال پيشرفت و آباداني هستند ،اين آخر دنياي ما !!!در جاهم
نمي زند ،بلكه پسرفت مي كند . سال به سال ،دريغ از پارسال .
شهر هايي كه تا ديروز بسان روستا بودند ،چنان زيباشده وسيماي شهري به خود گرفته اند كه نپرس!!!!!! واين آبادان ما همان چيزهايي راهم كه داشت ازدست داده است .
ما چيز جديد نمي خواهيم ،فقط لطف بفرماييد همان چيزهايي را كه داشتيم به ما برگردانيد.اين تمام حرف اين آخر دنياست .اين حرف همه مردم آبادان است.اين را بايد به كي بگوييم . به كجا بايد شكايت بريم .آيا فريادرسي هست ؟
تا كي بايد فاضلاب ها در كوچه ها سرازير شود؟تاكي بايد آثار خرابي هاي جنگ در شهر باقي بماند؟تاكي بايد شاهد فقر و بيچارگي مردم بود ؟تاكي بايد صف عريض وطويل پيرزن و پيرمردهايي را شاهد باشيم كه براي چندر غازجيره بهزيستي در كنار بانك ها انتظار مي كشند ؟ تاكي بايد مسئولان شهر با مردم متفرعنانه رفتار كنند؟تاكي بايد جوانان اين شهر شاهد باشند كه از اين شهر و آن شهر آدم براي كار به آبادان سرازير مي شود ،در حالي كه خودشان بيكارند؟تاكي بايد شاهد اعتياد در آبادان باشيم ؟تا كي بايد نخيلات آبادان سوخته باقي بماند ؟تاكي بايد بهمنشير بي رمق و خسته و شور باشد ؟تاكي نهرهاي آبي كه زماني دراين شهر تداعي بهشت مي كرد ،بايد خشك و مرده باقي بمانند؟ كي و هزاران كي ديگر .هزاران سوال بي پاسخ در ذهن مردم آبادان وجود دارد . هيچ پاسخگويي هم نيست . شايد شما بتوانيد پاسخي داشته باشيد .به راستي تا كي ............................................................؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:11  توسط کارون
|
به ميمنت و مباركي و دل خوش ؛بالاخره قصه انتخابات هم به پايان رسيد.الحمدلله .سه تن از كانديداهاي محترم به نامهاي 1-عبدالله كعبي .2-سيد علي موسوي جرف.3-سيد حسين دهدشتي از حوزه انتخابيه آبادان به مجلس راه يافتند.
تكليف براي چهار سال روشن شدو آتش شعله ور انتخابات به سردي گرائيد ويواش يواش دارد، خاموش مي شود.اين انتخابات داشت فرسايشي مي شد.و مردم تحليل مي رفتند.
هرچند اين دوره حرف و حديث درباره انتخابات آبادان زياد بود و شايعات درباره خريد و فروش راي بصورت گسترده جريان داشت ،اما بنده چون به چشم خودم نديدم ،نمي توانم در اين زمينه اظهار نظر كنم.البته بعيد هم نمي بينم كه اين اتفاق افتاده باشد.
به هرحال اميدوارم كه آقايان نمايندگان مجلس در ايفاي وظايف نمايندگي شان موفق و زبان گوياي مردم شهرشان باشند.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:4  توسط کارون
|
تبليغات دور دوم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در آبادان آغاز شده است.اينبار اما بجاي 26نفر ،تنها 6باهم به رقابت مي پردازند.به همين خاطر فضاي انتخاياتي شهر آبادان بسيار آرام است و فعلا بدون حاشيه .البته اين كاملا طبيعي است.در مرحله اول 26نفر تو سر و كله هم مي زدند و چنان فضا را متشنج كرده بودند كه خدا مي داند مردم بدبخت سر گيجه گرفتند وهمه مات و مبهوت بودند كه به چه كسي راي بدهند .
به نظر مي رسد هر چه تعداد نامزدها كمتر باشد ،هم قدرت تشخيص مردم بيشتر مي شود و شايد انتخابات با كيفيت تر برگزار شود . هر چند تعدد نامزدها تنوع آرا ودر نتيجه مشاركت بيشتر مردم را در پي خواهد داشت.
به هر حال از اين 6نفر لاجرم 3نفر از حوزه انتخاببه آبادان به مجلس راه خواهند يافت.و براي چهار سال اين همه رقابت و هيجان و التهاب كه در سطح شهر است،فرو كش خواهد كرد.و دوباره علي مي ماند و حوضش .دوباره اين مردم بدبخت مي مانند و مشكلات و بدبختي هاشان .نمايندگان منتخب مردم هم آنقدر گرفتار تهران و مجلس و زد و بند هاي سياسي مي شوند .آنقدر مي افتند در كلاس كلان نگري كه محلي عمل كردن پاك از خاطرشان خواهد رفت.
اين نيز بگذرد.البته اين بدان معنا نيست كه بخواهيم مردم را ترغيب به عدم شركت در انتخابات كنيم .برعكس مي خواهيم كه مردم نهايت دقت را در انتخاب نمايندگان خود داشته باشند تا اين مشكلات پيش نيايد .
تايك هفته ديگر گردوخاك انتخابات فرو كش خواهد كرد.و انگار نه انگار كه مبارزه اي بوده و انتخاباتي .كاش به فكر فردا و فرداهايمان بوديم.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:11  توسط کارون
|
انتخابات اولین مرحله هشتمین دوره مجلس در آبادان هم بالاخره تائیدشد.بنده در مطلب (تقلب در انتخابات) از تمام کسانی که در باره تقلب و خرید رای ،نظری، مطلبی،چیزی داشتند خواستم تا عنوان کنند. ولی هیچکس هیچ نظری نداشت یا نداد .
به هر حال از امروز تبلیغات آن شش نفری که به دور دوم راه یافتند شروع شده است . یک هفته نفس گیر و سرنوشت ساز برای آبادان آغاز شد.تاجمعه ششم اردیبهشت که انتخابات خواهد بود چه ها خواهد شد و چه اتفاقاتی خواهد افتاد.خدا می داند.!!!
اما سوال من این است که اگر انتخابات آبادان مشکل داشت و در آن تقلب شد، چرا شورای نگهبان آن را تائيد كرد ؟واگر مشكلي وجود نداشت ،پس آن همه سرو صدا و جارو جنجال براي چه بود؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 9:40  توسط کارون
|
خبر باور كردني نبود . رضا سهيديان گوينده و مجري صدا و سيماي مركز آبادان در گذشت . همه شوكه شديم . اين گوينده با اخلاق و جوان ومردمي آبادان به ديار باقي شتافت.
صدا و چهره صميمي اش هيچگاه از خاطرمان نخواهدرفت.دلمان نمي آيد بگوييم مرحوم . او هنوز زنده است . صدايش ،چهره نمكين و جذابش ،وقتي كه از آبادان برايمان مي گفت .وقتي كه از مشكلات آبادان مي گفت .ادب و متانتش فراموشمان نخواهد شد. هرچند از صدايش محروم شديم و ديگر چهره نمكينش را نخواهيم ديد .ولي اورا فراموش نخواهيم كرد.خدايش بيامرزد وبا اهل بيت عصمت و طهارت محشورش نمايد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 14:18  توسط کارون
|
هنوز انتخابات آبادان تایید نشده است؟این سوالی است که این روزها زیاد مطرح می شود و جوابش هم یک کلمه است (خیر)اینکه چرا هنوز انتخابات مرحله اول هشتمین دوره مجلس در آبادان مورد تائید شورای محترم نگهبان نرسیده ؟سوالی وجیه و بجاست . بنظر می رسد حجم بالای اعتراضات کاندیداها و ادامه بررسی این اعتراضات توسط نمایندگان شورای نگهبان باعث شده تا انتخابات در آبادان تا این لحظه مورد تائید قرار نگیرد.بالاخره با تائید یا عدم تائید انتخابات خواهیم فهمید که آیا در انتخابات آبادان تقلب شده یا خیر.جالب است بدانید که انتخابات در تهران با آن همه کاندید و آن همه جمعیت و سایر مسائل تائید شده است.
ای کاش دوستان همشهری در خصوص تقلب در انتخابات مرحله اول هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در آبادان نقطه نظرات و دیدگاهها و مشاهداتشان را مطرح کنند.منتظر نظرات شما همشهریان عزیز هستیم .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 11:4  توسط کارون
|
متاسفانه صنعت نفت یکبار دیگر طعم شکست را چشیدودر آبادان در مقابل تیم راه آهن دو گل خورد و تن به یک شکست خانگی داد.البته اگر دروازه بان تیم، حسن حوری نبود ،انصافا شش گل خورده بود.
به هر ترتیب فوتبال همین است .ضعیف باشی ،گل می خوری.حرف دیگری نیست .خدای آبادان بزرگ است.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 21:49  توسط کارون
|
بالاخره تعطیلات نوروزی به سر آمدو مردم یواش یواش به شهر و دیارشان باز می گردند.مردم آبادان اصولا میهمانپذیرندو معمولا از شهرهای مختلف برایشان میهمان می آید.البته با کمال میل هم میهمانداری می کنند.اما به هر حال یکعده از همشهریان محترم توفیق پیدا کردند در این تعطیلات به مسافرت بروند.و متاسفانه وقتی همشهریان عزیزما به مسافرت می روند احساس حقارت کرده و دچار عقده خود کم بینی می شوند ،وقتی که سرعت رشدو پیشرفت شهرهای دیگر را می بینندو با این سکون ودر جا زدن آبادان مقایسه می کنند.
وقتی که شهرهایی را می بینند که تادیروز روستا بود و هیچگونه تاسیسات شهری نداشت و با سرعت چهره ای کاملا متفاوت پیدا کرده اند.وقتی که خیابانهاو کوچه های آبادان را با شهرهای دیگر مقایسه می کنند،احساس بدی به آبادانی ها دست می دهد.
اینکه چرا شهرهای دیگر باسرعت در حال پیشرفت و آبادانی هستندو این آبادان ما به سرعت در حال پسرفت و ویرانی است ،ازغوامض روزگار است!!!!!
مادر این آخر دنیا به یک انقلاب احتیاج داریم .یک انقلاب عمرانی و اجتماعی در تمام ابعاد آن و با این شعارهای تبلیغاتی مضحک مثل صدروز صد خیابان !!!کارمان راه نمی افتد.
این چه مصیبتی است که گرفتار شهر شده که یک عده مسول تبلیغات چی در راس امور شهر هستند که تنها به فکر تبلیغات پوچ از بیت المال، به نفع خودشان هستندواز وظایف اصلی شان غافل مانده اند.در حالی که به لطف پروردگار !نامزدهای انتخاباتی مجلس هم از نصب عکس منع شده اند ،فلان مسول شهر را پر از عکس های ریز و درشت خود کرده است .
مانده ایم حیران که چرا مسولان محترم شهرآبادان به جای اینکه به فکر انجام درست وظایفشان باشند ،اینقدرمشغول تبلیغات و مطرح کردن خودشان به هزینه بیت المال هستند.شاید با اینگونه اقدامات قصد پنهان کردن ضعف های مدیریتی شان را دارند.البته در ایران مدیریت کردن کار زیاد سختی نیست و تقریبا از عهده همه کسانی که پارتی دارند!!!برمی آید.مهران مدیری هم در سریال مرد هزار چهره ،دقیقا انگشت روی همین نکته گذاشت.
ای کاش مدیران و مسولان شهر آبادان بجای تبلیغات به فکر خدمت بودند .که بهترین تبلیغ ،خوب خدمت کردن است.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 8:32  توسط کارون
|